|
عاشقانه
|
[ هجدهم فروردین 1392 ] [ 11:30 PM ] [ رضا ]
[ ]
![]()
[ هجدهم فروردین 1392 ] [ 6:50 PM ] [ رضا ]
[ ]
ماشین رو جایی پارک کردم که وقتی میاد ببینمش و برم باهاش صحبت کنم ... وقتی اومد یه نگاه تو ماشین کرد منو دید بی تفاوت عبور کرد ... از ماشین اومدم بیرون و بلند گفتم : این بار دیگه بهش میگم... رفت جلوتر به خیابون رسید ....تو عرض خیابون بهش گفتم : هم دانشگاهی میشه وایسی باهاتون کار دارم تو پیاده رو وایساد بهش گفتم همه چیو قبول نکرد :) ولی شمارمو گرفت !!! [ هجدهم فروردین 1392 ] [ 12:45 PM ] [ رضا ]
[ ]
[ سیزدهم فروردین 1392 ] [ 7:32 PM ] [ رضا ]
[ ]
بیزارم از این خواب ها که هر شب من را به آغوش “تو” می آورند. صبح… با اشک. از “تو” جدایم میکنند… [ یازدهم فروردین 1392 ] [ 12:27 PM ] [ رضا ]
[ ]
من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام . . .
[ بیست و یکم اسفند 1391 ] [ 4:21 PM ] [ رضا ]
[ ]
یه دختره تو دانشگامون هست میگن خوشگلترین دختره دانشگاست خیلی هم سنگین
و رنگین هست ...تا حالا 20 نفر بهش پیشنهاد دادن ولی همشون رو رد کرده 10
تاشو خودم میشناسم .... خلاصه بگم که اعجوبه ای هست واسه خودش ...زبان
انگلیسی هم میخونه ...من خیلی دوسش داشتم ولی همیشه خودمو کنترل میکردم که
عاشق نشم چون اگه میرفتم جلو و نه میشنیدم شکست بدی میخوردم چون خیلی
احساساتی ام .... هر وقت میدیدمش یه نگاه میکردم بعدش سرمو پایین می
انداخنم ....خلاصه گذشت تا اینکه یه روز ... رفتم آبخوری هیشکس اونجا نبود دانشگاه هم خیلی خلوت بود ... احساس کردم یکی داره میاد طرفم ..یه لحظه برگشتم دیدم همون دختره هست ..آب تو گلوم خشک شد...اومد کنارم لیوانشو در آورد پرش رو آب کرد ...بعد بهم تعارف کرد گفت : بفرمایید ....اونجوری سخته با دست میخورید من : (با اته پته ) نه مرسی دیگه عادت کردیم اون :تو چرا وقتی منو میبینی سرتو پایین میندازی ...ولی هر وقت من میبینمت تا سرت بالاست و با غرور تو دانشگاه را میری من : چی بگم والا ! شخصیه ... اون : شخصیه !!!؟ کاش بقیه پسرا هم مثله شما یه دلیل شخصی داشتن تا من تو دانشگاه راحت باشم از این همه نگاه من : اونا هم یه دلیل شخصی دارن ...حتما بهتون علاقه دارن و میخوان یه جوری بهتون بفهمونن ... واسه همین اولین راه رو واسه نزدیک شدن به شما نگاه میدونن اون : پس باید بگم کاش همه مثل شما به من علاقه مند نبودن من :چی بگم...شاید اون : (10 ثانیه به چشمام زل زد ) من : کاش اونایی که بهت علاقه مند بودن میدونستن ارزش تنها همین زل زدن تو چشاشون چقد زیاده که به خودشون اجازه ندن بیان جلو... اون : تو میدونی ...؟ من : این همون دلیل شخصیمه اون : میخواستم یه چیزی بگم بهت ولی میدونم نباید بگم ولی دیگه نمیخوام از دست بدمش این فرصتو ... من : (من که 1 درصد حدس زدم شاید بخواد بگه به من علاقه منده نخواستم غرورش بشکنه و گفتم ) قبلش من میخواستم بگم من قبل از اینکه شما به من علاقه مند بشید من بهتون علاقه داشتم ولی نمیتونستم ابرازش کنم (سرمو انداختم پایین و منتظر یه چک حسابی) اون : (با خنده ) تو خیلی پاکی که حرفه دلمو فهمیدی من : متاسفم اون : شمارمو یادداشت کن ...دیگه نمیخوام بهت فکر کنم ...میخوام حست کنم من : من نه خودکار دارم نه مداد (با یه حالت خجالتی ) اون : گوشی سالهاست اختراع شده... من : 09.... اون : مواظب خودت باش ...خدانگهدار من : خدانگهدار...
[ بیست و یکم اسفند 1391 ] [ 1:2 AM ] [ رضا ]
[ ]
ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯿﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻦ ﮐﺴﯽُ ﻧﺪﺍﺭﯾﻦ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺮﯾﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ؟ .. .. .. .. .. .. ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﻪ ﺳﺮﯾﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﮐﺴﯽُ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﺑﻬﺶ ﮐﺎﺩﻭ ﺑﺪﻥ .. .. .. .. .. .. ﺣﻮﺍﺳﺘﻮﻥ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻦ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﯾﻦ!!! [ بیست و چهارم بهمن 1391 ] [ 11:29 AM ] [ رضا ]
[ ]
![]()
[ شانزدهم بهمن 1391 ] [ 10:45 PM ] [ رضا ]
[ ]
رفتن كسي كه لياقت ماندن ندارد نعمت است نه فاجعه !!!
[ هفتم دی 1391 ] [ 12:22 PM ] [ رضا ]
[ ]
وقتي كه گرده پيري بر سرم نشست آيا باز هم مرا مي بوسي و مي گويي كه اكنون در خزان به تو عشق مي ورزم همان گونه كه در بهار چنين بود... [ هفتم دی 1391 ] [ 12:22 PM ] [ رضا ]
[ ]
به سلامتی هرکی که تنهاست [ هفتم دی 1391 ] [ 12:21 PM ] [ رضا ]
[ ]
هروقت شارژ ایرانسل می گیرم چشمم به اعدادش که میوفته یاد رتبم تو کنکور میوفتم، بغض گلوم رو می گیره:))))
[ هفتم دی 1391 ] [ 12:21 PM ] [ رضا ]
[ ]
و حدس مي زنم شبي مرا جواب ميكني و قصر كوچك دل مرا خراب ميكني سر قرار عاشقي هميشه دير كرده اي ولي براي رفتنت عجب شتاب ميكني من از كنار پنجره تو را نگاه ميكنم و تو به نامديگري مرا خطاب مي كني چه ساده در ازاي يك نگاه پك و ماندني هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميكني به خاطر تو من هميشه با همه غريبه ام تو كمتر از غريبه اي مرا حساب ميكني و كاش گفته بودي از همان نگاه اولت كه بعد من دوباره دوست انتخاب مي كني
[ هفتم دی 1391 ] [ 12:20 PM ] [ رضا ]
[ ]
ماه که بالا می آید [ هفتم دی 1391 ] [ 12:20 PM ] [ رضا ]
[ ]
[ بیست و هفتم آذر 1391 ] [ 6:54 PM ] [ رضا ]
[ ]
آقا ما ۲۰ سالمونه خیلی پسر خوشتیپی هستیم ...تو یه شرکت هم کار میکنم ...دانشجوی ترم ۳ فناوری اطلاعات هم هستم .....یه ماشین پارس هم دارم ....ولی [ پنجم آذر 1391 ] [ 8:32 PM ] [ رضا ]
[ ]
[ بیست و پنجم آبان 1391 ] [ 9:51 PM ] [ رضا ]
[ ]
[ بیست و پنجم مهر 1391 ] [ 2:21 PM ] [ رضا ]
[ ]
یه پسرایی هستن که همیشه صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه ... شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچیک ... لبه هاش زیر کتونیاشونه ... ابروهاشون فابریکه خودشونه و ته ریش هم خیلی بهشون میاد ... همونایی که نه لکسوز دارن نه کمری ... همیشه پیادن ... رفیقشون هم هنزفری هاشونه ... اون پسرایی که نگران بهم ریختن موهاشون نیستن ... نگران خراب شدن ژستشون نمیشن... وقتی با یه دختر هم دوس میشن مرامشون نمیذاره بهش خیانت کنن ... چشمشون همه جا کار نمیکنه ... و دنبال موی بلوندو چشم آبی نیستن... همونایی که هدفشون نیاز جنسیشون نیست و مردونگی رو به آلتشون نمیبینن ... پسرایی که موزیکای خارجی رو بدونه اینکه معنی کنن حفظ نمیکنن ... پز نمیدن... پاتوقشون مهمونیو شیشه و انواع مشروبی جات نیست ... آره رفیق اونایی که تیکه کلامشون معرفته..بی ریا...با خدا ... احترام خاصی برای خاطراتشون قائلن ... و آدمارو مثل هم نمیبینن ... اینجور پسرا خیلی مردن ... خیلی تکن ... خیلیخاصن ... اگه همچین کسی رو دارید اذیتش نکنید ... ازش ایراد نگیرید ... ترکش نکنید ... خیلی شوخن و جنگولک بازی درمیارن ... ولی احساسشون قویه ... آآ [ نوزدهم مهر 1391 ] [ 11:54 AM ] [ رضا ]
[ ]
بعد از یه سال عاشقی عشقم دزدیده شد
[ نوزدهم مهر 1391 ] [ 0:56 AM ] [ رضا ]
[ ]
تنهایی یعنی
[ پانزدهم مهر 1391 ] [ 1:12 PM ] [ رضا ]
[ ]
[ یازدهم مهر 1391 ] [ 8:39 PM ] [ رضا ]
[ ]
[ سوم مهر 1391 ] [ 6:13 PM ] [ رضا ]
[ ]
زنان قـــــــــوی دردهای خود را مانند کفشهای پاشنه بلند میپوشند ! مهــم نیست چقـــــدر اذیت می شوندشما فقــــــط زیبایی آنهـا را می توانید بینیــد...
[ سوم مرداد 1391 ] [ 5:48 PM ] [ رضا ]
[ ]
دست خودت نیست ، زن که باشی گاهی دوست داری تکیه بدهی ، پناه ببری ، ضعیف باشی دست ِ خودت نیست ، زن که باشی گهگهاه حریصانه بو میکنی دستهایت را..شاید عطر ِ تلخ و گس ِ مردانه اش ...لا به لای انگشتانت باقی مانده باشد ! دست خودت نیست ، زن که باشی گاهی رهایش می کنی و پشت ِ سرش آب می ریزی و قناعت می کنی به رویای حضورش به این امید که او خوشبخت باشد دست ِخودت نیست ، زن که باشی همه ی دیوانگی های عالم را بلدی
[ سوم مرداد 1391 ] [ 5:39 PM ] [ رضا ]
[ ]
نگاه که هــــــــــرزه باشد حجــــــــــاب هم که داشته باشی آنجــــــــــور که میخواهد تو را تصــــــــــور میکند... پس فکری به حال مغــــــــــز های فاحشــــــــــه کن نه حجــــــــــاب من !!
[ سوم مرداد 1391 ] [ 5:35 PM ] [ رضا ]
[ ]
دوباره عاشق شدن مثه فتح اورست با دمپایی میمونه:|
[ سوم مرداد 1391 ] [ 5:29 PM ] [ رضا ]
[ ]
این خیلی بده که یه آهنگ عاشقانه شما رو یاد 4 – 5 نفر بندازه …
[ سوم مرداد 1391 ] [ 5:26 PM ] [ رضا ]
[ ]
عشـــــق ، گالـــری جذّابیست که در آن ، برخی یکـــدیگر را می بوسند ، بعضی ها از آن بوســــه ها نقّاشی می کشند ، و سایرین در حســــرت لمس یک بوسه ، تابلــــوها را آرام آرام قــــدم می زنند .. .!
[ سوم مرداد 1391 ] [ 5:25 PM ] [ رضا ]
[ ]
|
iv> |
| [ طراحی : میهن اسکین ] [ Weblog Themes By : MihanSkin ] |